X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

نم نم باران بهار
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید....... 
قالب وبلاگ

حافظ گشوده ام و چه زیباست فال تو..... 

حتماً قشنگ میشود امسال حال تو .....  

با آن زبان فاخر و ایرانی اصیل.... 

فرخنده باد روز و شب و ماه و سال تو......

[ دوشنبه 29 اسفند‌ماه سال 1390 ] [ 01:31 ] [ نم نم باران بهار ] [ نظرات (7) ]

ووووووووووووویییییییییییییی خواهر نت نداری چقد سخته ...... یه ذره وقتایی رو هم که موقع استراحت هول هولی می یومدم اینجوووووووو این بی نتی دم عیدی ازمون گرفته ُ با جر زنی خان داداش شارژ نمیشه!!! خب مام که گناه داریم خواهررررررر.... اما بالاخره رحم به دل و جیف داداشی اومده انگارررر .... شارژ می شویم و از این بابت خوشحالیم ٬ البت اگه این بدیو بدیو های دم عید بذاره بیایم اینجووو.... اگه یه موقع نشد بیام از حالا تبریک می گم خدمت همگی دوست جونی هاااااا و از همین تریبون اعلام می نمایم که اینجانب بادمجان بم ٬‌ هیچگونه آفتی رو به خود نمی گیرم و از این بابت خیال همگی تان تخت باد.  

همه شما عزیزایی رو که اینجا می آیید و این خونه رو رونق می دید دوست دارم .... برام سال نویی دعا کنید . ان شالله سال پربار و شادی رو داشته باشید.

[ جمعه 26 اسفند‌ماه سال 1390 ] [ 19:30 ] [ نم نم باران بهار ] [ نظرات (7) ]

میگما هرکی دوس داره یه کاری براش جور شه حتماً ختم چهل روز " بسم الله الرحمن الرحیم " رو شروع کنه به نظرم معجزه می کنه . برای من که تو اوج نا امیدی خیلی عالی بود امیدوارم که ریالشم با برکت پشت سرش بیاد. ممنون بهار جون....راهنماییت مثل همیشه عالی بود.

اگه خدا بخواد یه کلاس کوشولو موشولو تو دانشگاه گرفتم واسه تدریس .... تعداد ساعتش خیلی کمه و زودی تموم میشه . عایدی ریالی هم نداره .... ولی واسه من فوق العاده اهمیت داره چون یه تجربه و ان شا الله موفقیت بزرگه.... خیلی برام دعا کنید دلم می خواد خیلی خوب از پسش بربیام . برام خیلی مهمه . چون سابقه اولمم هست واسه تداومش و ان شاالله کارای بعدیم خیلی خیلی اثر گذار خواهد بود .... مثل همیشه به دعاهای سبزتون احتیاج دارم.

اگه خدا بخواد میام و در موردش می نویسم . فقط امیدوارم بتونم به نحو احسن از پسش بربیام و جوری نشه که طفلی دانشجوها اذیت شن و در برن از کلاس.... آخه تا اونجا که از خودم شناخت دارم مدرس خوبی نیستم.... بازم تا خدا چی بخواد....

[ دوشنبه 15 اسفند‌ماه سال 1390 ] [ 18:59 ] [ نم نم باران بهار ] [ نظرات (11) ]

جاتون خالی در راستای همون پیگیری های من و دوست جون تو این چند وقت و سرک کشیدنهامون این گوشه و اون گوشه شهر پروسه ای طی شد که روز انتخابات روز بیاد ماندنی و پرخاطره ای شد واسمون. کوله باری از تجربه نو اندوختیم و دوستای خیلی خوبی یافتیدیم. در همین راستا دریافتیم که عجب کار سنگین و پردقتیه این انتخابات و دست اندرکاران بسیار بسیار دلسوز و بی طرفی داره که عمراً اجازه نمی دن نظرات خودشون ٬ مجریان برگزاری انتخابات یا طیف خاصی رو نتیجه اثر بذاره که خب بایدم همینطور باشه و واقعاْ من اون روز با چشمای خودم دیدم و بهم ثابت شد موضوع و از این بابت خیلی خوشحالم و حق دیدم که حتی شده چند خطی در این مورد بنویسم که به سهم خودم تشکری کرده باشم. قطعاْ ممکنه تو اجرای همچین موضوع گسترده ای ایرادهایی هم وارد بشه ولی مهم اینه که کلیات کار چطور چیده شه .... در راستای حفظ بی طرفی و برقراری عدالت و اصل امانت داری یا خدای نکرده خلاف موضوع. چیزی که من اینجا دیدم قطعاْ بر مبنای حفظ امانت بود و انصافاْ‌ کار خیلی خیلی پر زحمتی بود که لازم می دونم مراتب تشکر خودم رو اعلام کنم چون معتقدم همونطور که اگه ضعفی رو می بینیم ٬ انتقاد می کنیم باید حسن ها و نقاط قوت رو هم بگیم . امیدوارم که منتخبین و کسانی که بالا میرن هم قدر این زحمات و این حسن نیت ها رو بدونن و خوب کار کنن وگرنه که ایشالله نون و نمک مردم بزندشون زمین .

 

این فینقیلی ها رو که ملاحظه می فرمایید ۴ قلو هستن که امیدوارم خدا قسمت بهار هم بکندشون که اینخده دخمل دوس داره ...... اومده بودن رای بدن. عشق می کردن دستاشونو بزنن تو جوهر استامپ و رای مامان ُ خاله و مادربزرگ شون رو بندازن تو صندوق.

[ یکشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1390 ] [ 10:48 ] [ نم نم باران بهار ] [ نظرات (10) ]

سلام دوستان عزیز. ممنون از اظهار محبت هاتون .... امیدواری دادنها و لطف تون مث راهنمایی هاتون برام ارزشمند و فوق العاده مفید بود. همین که کامنتهاتون رو دیدم کلی روحیه م تغییر کرد. انگاری یه بار سنگین رو زمین گذاشتم و یه حرف فروخورده رو که همیشه یادآوریش هم اذیتم می کرد ٬ یه غصه رو تقسیم کردم و راحت شدم .... فکر نمی کردم گفتنش انقد مثبت باشه..... از همگی تون ممنونم.

اما در راستای اقداماتی که اینهمه سرمو شلوع کرده ٬‌ اگه فرصت شه حتما حتی شده کلی براتون می گم فعلاً اینقدری به دوستای گلم بگم که هم بالا داره هم پایین بیشتر زحمته و از نظر ریالی فعلاً کوچکترین عایدی نداره ولی ازلحاظ روحیه و تلنگر به آدمایی مث خودم خیلی مثبته .... یه چیزایی رو این چند وقته دیدم و متوجه شدم که واقعاً ‌و از ته دلم میگم خدایا شکرت .... اگه هم غصه زیادی بهم دادی خیلی جاها هم هوامو داشتی ٬ در واقع همه جا این لطف توئه که منو پیش می بره و نگه می داره .... می تونست اینجوری نباشه و اصلاً از تلاشهای من نیست همه از لطف توئه حتی حتی اگه شکستی بوده تهش دیدم همون شکسته یه جورایی از لطف خودت بوده و اون سختی که متحمل شدم پخته ترم کرده و ....

یه چیزم در حاشیه ش بگم یه کم بخندیم : امروز در حین حمالی یاد بارکشی هامون موقع خرید کتاب های عریض طویل دانشگاه و ... افتادم . اون موقع ها بچه ها مسخره بازی درمی آوردن می گفتن از درس خوندن هم که به جایی نرسیم با این شونصد واحد حمالی که پاس می کنیم بارکشای خوبی از آب درمیاییم ٬‌ امروز دقیقاً این موضوع برام تداعی شده بود با دوستم کلی خندیدیم ..... فک کن نفری هوارتا کتاب با یه کیف زنونه به دست داشتیم تشریف میآوردیم ... ینی دیگه دستام کاملاً کنده شده ..... ملت قراره علم بیاموزن ما شهید میشیم..... چقد محض رضای خدا هستیم ما آخه....

[ چهارشنبه 10 اسفند‌ماه سال 1390 ] [ 20:46 ] [ نم نم باران بهار ] [ نظرات (4) ]
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده است.
برای مشاهده آن احتیاج به وارد کردن رمز عبور دارید.
رمز عبور:
[ پنج‌شنبه 4 اسفند‌ماه سال 1390 ] [ 20:49 ] [ نم نم باران بهار ] [ نظرات (5) ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

SecondMethodبلاگ چرخان
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 55785
http://tathira.com/khatmquran.aspx http://tathira.com/khatmquran.aspx