X
تبلیغات
رایتل

نم نم باران بهار
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید....... 
قالب وبلاگ

عصری رفتم آشپزخونه داشتم به هویج های گوشه میز کابینت نگاه می کردم با خودم گفتم اگه الان آبجی بود حساب اینا رو می رسید. سر شب ییهویی و غافلگیرانه همون آبجی با همسری شون اومدن خونه مون و آبجی تا هویج ها رو تو آشپزخونه دید دفت سراغشون ...... 

 بهش می گم : آبجی ؛ حیف دارتر و تلفنچی خونه مون رو شوئر دادیم رف..... بس که تلفن زنگ می زنه و اون یکی آبجی هم نیست بابا مجبور میشه پاشه جواب بده .... میگه : شمام خوب اسم گذاشتین رو ما دوتا هااااا..... 

یادش بخیر همیشه آبجی کوچیکه تلفن های خونه رو جواب می داد . همـــــــــــــــــه شماره ها رو هم از حفظ بود ..... یه پا دفتر تلفن سیار بود واسه خودش .  

این آبجی هم یه سره میوه ، غذاها .... رو تبدیل وضعیت می کرد. از کمپوت و مربا و .... بگیر تا به تبعیدگاه خودش ؛ خندق بلا.... آمار همه چی یخچال و کابینتها دستش بود. تا یه مدت بعد ازدواجش همش همه چی یا گم می شد یا می گندید تو خونه .

[ جمعه 8 آذر‌ماه سال 1392 ] [ 23:15 ] [ نم نم باران بهار ] [ نظرات (1) ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

SecondMethodبلاگ چرخان
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 54526
http://tathira.com/khatmquran.aspx http://tathira.com/khatmquran.aspx