X
تبلیغات
رایتل

نم نم باران بهار
به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید....... 
قالب وبلاگ

امسال ماه رمضان بابا هم باهامونه . اوووووووووووه اینهمه سال ما ماه رمضان ها تنها بودیم و بابا هم تنها . اون نگران ما بود و ما نگران اون .....

 اوایل که ما بچه بودیم و باهاش اینور اونور می رفتیم یادم میاد هنوز شاید روزه بهم واجب نبود ؛ ماه رمضون بابا سنگ تموم می ذاشت واسه مون . کلی چیز میز می خرید . یادمه نوشابه با جعبه ش می خرید می آورد خونه اونم اون موقع ها که کسی نوشابه نمی خرید چه برسه جعبه ای ش .... چقدر کیف می کردیم همه چی به راه بود .

بعد اون سالها که ما به خاطر مدرسه و .... ساکن شدیم و بابا تنها می رفت سفر ، خیلی سحرها خواب می موندیم همسایه ها می اومدن بیدارمون می کردن. اون وقت ها ساعت زنگ دار هم کم بود چه برسه به موبایل و بیدار باش های رنگ و وارنگ امروزی .... بعدتر ها خانوم همسایه روبرویی که دوست مامان بود همیشه چراغ خونه ما رو رصد می کرد اگه روشن نبود می دویید می اومد بیدارمون می کرد البت اون وقتها ما هم کلی پیشرفت داشتیم همسایه بغلی رو که از قضا پدر خانواده بیمارستان بستری بود با ضرباتی که به دیوار می زدیم بیدار می کردیم تا اونا دیگه مث ما بی سحری روزه نگیرن .

اما امسال بعد مدتها بابا هم باهامونه . هرچند بشدت دلتنگی کارش رو می کنه ولی خب بعد اینهمه سال ماه مبارک وجودش رو تو خوونه داریم.

 دیشب میگه وااااااااااا شما افطار و شام رو باهم می خورین؟ من همیشه واسه خودم اول افطاری می ذاشتم چند ساعت بعدش شام می خوردم.....

 قبل از اینکه افطار کنه نمازشو خونده اومده به ما میگه ههههههه من بردم حالا شما سنگین می شین سختتونه پاشین نمازتون رو به موقع بخونین!!!

شکر خدا ماه خوبیه امسال علی الخصوص با وجود بابا

[ پنج‌شنبه 20 تیر‌ماه سال 1392 ] [ 11:23 ] [ نم نم باران بهار ] [ نظرات (4) ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

SecondMethodبلاگ چرخان
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 54260
http://tathira.com/khatmquran.aspx http://tathira.com/khatmquran.aspx